بگویید نه!

به من یک پیشنهاد همکاری شده بود؛ از طرف یکی از مؤسسات فعال در حیطهٔ کسب و کار. دنبال نویسنده‌ای بودند که در زمینه‌ای مالی پیشنهاداتی ارائه کند که کاربردی و واقعی باشد، روزانه چندین مطلب منتشر نماید و به نحوی بازاریابی کند. در ابتدا برای پذیرفتن این پیشنهاد وسوسه شده بودم. دوست نداشتم اعتراف …
ادامه ی نوشته بگویید نه!

چطور مگه؟

در محیط کارم همکاری داشتم که خودش را یک سروگردن از سایرین بالاتر می‌دید. اغلب خودش را به کار مشغول می‌کرد و حتی در زمان فراغت هم با کسی هم کلام نمی‌شد. هرگاه هم که از او دربارهٔ چیزی سؤال می‌پرسیدی امکان نداشت جواب روشنی تحویلت دهد. تفاوتی هم نداشت که آن سؤال شخصی باشد …
ادامه ی نوشته چطور مگه؟