کتاب خواندن از روی علاقه

بارها برایم پیش آمده که با معرفی و تشویق اطرافیان ترغیب شدم تا کتابی را بخوانم اما بعد که چند صفحه‌ای خواندم متوجه شدم که موضوع جذابیت لازم را برایم ندارد، اطلاعات کتاب تکراری یا ناکافی است یا در نظر من آن‌قدر شایسته تعریف و تمجید نیست و توی ذوقم خورد. گاهی سعی می‌کردم هرطور …
ادامه ی نوشته کتاب خواندن از روی علاقه

با سر و صدای اطرافم چطور بنویسم؟

بودن در یک مکان آرام با چشم اندازی زیبا و نشستن پشت یک میز کار اختصاصی که تمامی امکانات لازم برای یک نویسنده را دارا باشد، آرزوی هر شخصی است. برخی افراد از چنین موهبت‌هایی بهره‌مندند اما اغلب ما در فضایی مشترک که صدای تلویزیون، بازی بچه‌ها یا حتی جر و بحث همسایه کناری‌مان به …
ادامه ی نوشته با سر و صدای اطرافم چطور بنویسم؟

رویاپردازی راجع به نتیجه ممنوع

بارها پیش آمده بود که پیش از شروع کسب و کاری در رابطه با آینده شغلی و درآمد احتمالی‌اش رویاپردازی می‌کردم. پیشرفت خودم را حتمی می‌دیدم چون بر این باور بودم در زمینه‌های مختلف تمام تحقیقات لازم را انجام داده‌ام و به حد کافی سبک سنگین کرده‌ام. اما همین که مدتی می‌گذشت و نتیجه‌ی مورد …
ادامه ی نوشته رویاپردازی راجع به نتیجه ممنوع

مزایای اول بودن

ثروت متعلق به کسانی است که موضوعات تازه را خیلی سریع می آموزند. پل زین پیلزر چند سال قبل شاهد حضور پدیده‌ای جدید در دنیای مد بودیم که باعث می‌شد حجم سر بانوان دو برابر حالت عادی نشان داده شود. نمی‌دانم چه ویژگی خاصی از لحاظ زیبایی شناسی داشت که آن طور فراگیر شد. اما …
ادامه ی نوشته مزایای اول بودن

عکس‌ها واقعی نیستند

– اینجارو نگاه کنید. همگی لبخند بزنید. بیشتر بخندید. خوبه. چقدر این مونولوگ آشناست، نه؟ بی تردید اولین تصویری که مجسم کردید صحنهٔ عکاسی و ژست گرفتن چند نفر جلوی دوربین بود. تصویری که برای یادگاری ثبت می‌شود اما همیشه واقعی نیست؛ البته این روزها بیشتر. این روزها در میان آشوب‌ها و کمبودها، غصه‌ها و …
ادامه ی نوشته عکس‌ها واقعی نیستند

لزومی ندارد به هر چیزی واکنش نشان دهید.

انسان‌ها اخلاق، علایق و شرایط مختلفی دارند که آنها را از هم متمایز می‌کند. خوب است بدانیم همان گونه که بسیاری از خصایص و اعمال اطرافیان برای ما قابل قبول نیست، متقابلاً بسیاری از کارهایی که ما عادت وار انجام می‌دهیم یا نیکو می‌پنداریم نیز در نظر آنها پسندیده جلوه نخواهد کرد. همین تفاوت سلیقه …
ادامه ی نوشته لزومی ندارد به هر چیزی واکنش نشان دهید.

برای تغییر دادن کسی اصرار نکنید

پس از فوت پدربزرگم، روحیهٔ مادربزرگم به یک باره خراب شد و از آنجایی که از درد پا رنج می‌برد، این دو علت را به یکدیگر گره زد تا دیگر برای هیچ امر غیر ضروری از منزل بیرون نرود. تعداد خروج او از خانه ماه به ماه و سال به سال کمتر و کمتر می‌شد …
ادامه ی نوشته برای تغییر دادن کسی اصرار نکنید

تقسیم وظایف

به جهت آمادگی برای حضور در جشن عروسی یکی از اقوام به سالن زیبایی جدیدی مراجعه کرده بودم. آرایشگر زن جوانی بود که صرفاً یک دستیار داشت اما تنها کاری که به او سپرده بود اتو کردن موهای مراجعین بود. در حین اتوکشی گه گاهی سرکشی می‌کرد تا کار درست صورت گیرد و پس از …
ادامه ی نوشته تقسیم وظایف

تعویض عبارات

میز کهنه‌ای داشتیم که دیگر با دکوراسیون محل کارمان هماهنگی نداشت. قصد داشتیم از طریق سایت‌های فروش اجناس، آن را به دیگران نشان دهیم. برای این منظور، ثبت آگهی بر عهدهٔ من بود اما از آنجایی که هر کاری باید از زیر فیلتر مدیر بخش می‌گذشت، آگهی نوشته شده را به او نشان دادم. متن …
ادامه ی نوشته تعویض عبارات

تذکر کوتاه

همین که در شرکت خطایی می‌کردم مدیر بخش با لحنی سرد، آن را متذکر می‌شد و می‌خواست اصلاحش کنم. هیچ‌وقت سرزنشی یا مقایسه‌ای در کار نبود. به بیراهه نمی‌رفت و فقط راجع به مشکل آن لحظه صحبت می‌کرد.  اما اگر اشتباهم مربوط به واحدی دیگر می‌شد، مدیر کل سعی می‌کرد با انواع مثال‌ها خاطرات مشابه …
ادامه ی نوشته تذکر کوتاه