ایام کودکی

به یاد خاطرات کودکی ام می افتم که با فرا رسیدن فصل سرما، برخی شب ها از ذوق بارش برف مکرراً پشت پنجره هایمان سرک می کشیدیم تا مبادا برفی نشسته باشد و غافل باشیم. چقدر تعطیلی مدارس و ساختن آدم برفی و برف بازی لذت بخش بود. آن سال ها اصلاً متوجه مشکلات ناشی از این رویداد نمی شدیم و فقط لذت می بردیم.

اما چندین سال است که با سرد شدن هوا و پیش بینی بارش برف، اولین حسی که به سراغم می آید ترس از تبعات منفی ناشی ار این رخداد است. از بسته شدن راه ها و محل کار دور همسرم گرفته تا برف روبی سقف خانه و قطعی برق و چند دلیل دیگر. تمامی این دلایل باعث می شوند که دیگر از بارش برف لذت محض نبرم.

چقدر در کودکی عدم آگاهیمان ار مشکلات به لذت بردنمان کمک می کرد. متاسفانه والدینی هستند که بدون توجه به سن کودکشان، آن را در جریان مشکلات بزرگ زندگی قرار می دهند و و از او برای درددل کردن نیز کمک می گیرند. با توجه به این که دوران کودکی ابداً تکرار شدنی نیست پس با آگاهی غیر الزامی، کودکی شیرینشان را از آن ها ندزذیم. خواه ناخواه طی چند سال آینده به بلوغی دست می یابند که برخی لذت ها را برایشان کمرنگ خواهد کرد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.