گزین گویه های من سری ۱

۱- هنر در پرورش کودکی است که برای بهبودی دنیا گامی بردارد، نه صرفاً تحویل دادن آن به دنیا.

۲- داستان زندگی دیگران باید مایه ی عبرت یا محرک تو باشد نه مایه  سرگرمی.

۳- هر شبانه روز داستان کوتاهی از کتاب بزرگ زندگیمان است.

۴- داستان هایی را بخوان که باعث بیداری ذهن تو شوند نه ابنکه آن را به خواب ببرند.

۵- انسان یا خوشبخت است یا بدبخت؛ اما چه بهتر در هر حالت پولی در میان باشد.

۶- چه بلوایی به پا خواهد شد اگر روزی خداوند تصمیم بگیرد دیگر رازنگه دار نباشد.

۷- قطعاً فرد موُفق تری بودیم اگر کمتر برای کشف رموز زندگی دیگران زمان صرف می کردیم.

۸- برای رازهایمان محرمی را انتخاب کردیم که به خودش نیز نامحرم بود.

۹- راز بیان شده مانند سلاحی است که می تواند برعلیه ما استفاده شود.

۱۰- شکاف طبقاتی یعنی ناتوانی از داشتن چیزی حتی در تخیلات.

۱۱- ورای هر عملی اندیشه ای نهفته است؛ گاه قابل فهم و اغلب غیرقابل درک.

۱۲- دست هایی که نوازش می کنند بالقطع مهربان نیستند.

۱۳- حوادث غیرمترقبه گریز ناپذیرند؛ تنها می توانیم آمادگی بیشتری برای مدیریت بحران داشته باشیم.

۱۴- نگاهی که آرامش را سلب کند نیز گونه ای تجاوز است.

۱۵- هر از گاهی شکل متفاوتی از خودت را زندگی کن؛ شاید گره ای گشوده شد.

۱۶- هیچ غمی آنقدر تازه نمی ماند که برای همیشه بتواند خواب را از تو برباید.

۱۷-اراده ی تو در انجام کار زمانی قابل سنجش است که چالش هایت بزرگ تر شود.

۱۸- یکی از خوبی کتاب ها این است که برخلاف آدم ها حرفهایشان را عوض نمی کنند.

۱۹- رنج هایی که گمان می کنی تورا از پای درمی آورند، هم کمرنگ می شوند و هم فراموش.

۲۰- ناملایمتی هارا می بخشم اما فراموش نمی کنم؛ از یک سوراخ نباید دو بار نیش خورد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.