لزوم مرور یک کتاب برای درک عمیق تر

همه‌ی دوستداران کتاب تمایل دارند مجموعه‌ای کامل و ارزشمند از آثار برجسته و مختلف داشته باشند تا نام هر کتابی را که می‌شنوند با خود بگویند من این را خوانده‌ام و به راحتی بتوانند خلاصه‌ی آن را از ذهن بگذرانند. اما آیا این تعدد کتاب‌های خوانده می‌تواند تضمینی برای افزایش آگاهی و اطلاعات فرد باشد؟

قطعاً خیر. برخی کتاب‌ها ارزش این را ندارند که حتی یک بار نیز از اول تا آخر خوانده شوند اما در مقابل برخی از کتاب‌ها را نیز باید بارها خواند تا بتوان جان کلام آن را درک کرد.

اما معمولاً یک مقاومت ذهنی و یک ترس درونی از انبوه کتاب‌های خوانده نشده باعث می‌شود تا خواننده مجدداً یک کتاب را نخواند تا بتواند هرچه سریع‌تر مطالعه کتاب دیگری را آغاز کند.

اما خوب است یادآوری کنم که روزانه کتاب‌های بی شماری در سراسر جهان به چاپ می‌رسد و تعداد کتاب‌های چاپ شده پیش از این نیز کم نیست و اگر سرعت خواندن بالایی هم داشته باشید باز هم انبوهی از کتاب نخوانده وجود دارد. پس این ترس از اساس بی‌فایده است.

 تفاوتی ندارد که یک کتاب داستانی باشد یا روان‌شناسی، آموزشی و یا علمی هر کتابی که از نظر شما مفید بوده می‌تواند در لیست تکرار قرار بگیرد. شما باید آن قدر آن را مرور کنید تا به راحتی بتوانید در رابطه با آن صحبت کنید، خلاصه‌ای چند صفحه‌ای راجع به آن بنویسید و به مرور مثال‌های مشابه و اطلاعات تکمیلی به آن بیفزایید.

معمولاً این تکرار کمی سخت به نظر می‌رسد و به همین دلیل شاید وسوسه خواندن کتاب های دیگر اجازه ندهد تا در زمانی مشخص کتاب را بخوانید. شما با برنامه ریزی و زمان‌بندی مشخصی که برای خودتان تعیین می‌کنید، خودتان را موظف می‌کنید تا در تاریخ معینی این مطالعه را به اتمام برسانید چون در غیر این صورت شاید بالکل تصمیمتان به فراموشی سپرده شود.

اولین مرتبه‌ای که کتاب را می‌خوانید بیشتر جنبه آشنایی با محتوای آن را دارد. یک اطلاعات کلی از محتوای کتاب به دست می‌آورید اما گاهی لازم است یک کتاب را شاید ده بار هم بخوانید تا بتوانید کامل آن را درک کنید.

این تکرار و دوباره خوانی از عهده هر کسی برنمی آید. صرفاً افرادی که برای یادگیری مصر هستند می‌توانند در این راه تداوم داشته باشند. خواننده عادی خیلی سطحی از این شیوه چشم پوشی می‌کند و نهایتاً بعد از دور دوم خودش را با خیال یادگیری فریب می‌دهد.

روش‌های یادگیری موثرتر

– برای یادگیری بهتر علاوه بر روخوانی بهتر است حاشیه نویسی کنید. یعنی مطالبی را که به نظرتان به فهم بهتر متن و اغنای آن کمک می‌کند در کتاب یادداشت کنید.

– قسمت‌های مهم را های‌لایت کنید تا با یک نگاه کلی نیز به راحتی بتوانید مطالب مهم را ببینید و مرور کنید.

دو نسخه از کتاب تهیه کنید تا اگر حاشیه نویسی، تا زدن برگ‌ها و یا های‌لایت کردن کتاب خاطرتان را مکدر می‌کند بدانید نسخه دست نخورده آن را دارید پس با خیال راحت فقط روی یادگیری تمرکز کنید.

– رونویسی کنید؛ از روی جمله به جمله کتاب بنویسید. درست مثل مشق نوشتن دوران مدرسه. با این کار سرعت یادگیری و تمرکزتان افزایش خواهد یافت.

– در حالی که متن را با صدای بلند می‌خوانید، صدای خودتان را ضبط کنید تا در حین کارهای مختلف نیز بتوانید کتاب را به صورت صوتی بشنوید.

– خلاصه‌ای از کتاب و یا فصل‌های آن بنویسید.

– سعی کنید مطالب کتاب را با رعایت حق نشر، به دیگران آموزش دهید چون یکی از راه‌های مؤثر یادگیری آموزش دادن است.

– نکات طلایی کتاب را بر روی برگه‌های کوچک مختلف بنویسید و در اتاق کارتان و در صورت امکان در کل خانه بچسبانید تا مدام جلوی چشمتان باشد.

– اگر یک کتاب با چند ترجمه مختلف در بازار وجود داشت، سعی کنید تمامی آن‌ها را تهیه کنید تا بهتر متوجه حرف نویسنده شوید.

– نقدهای معتبر در رابطه با کتاب مد نظرتان را بخوانید تا متوجه همه‌ی جنبه‌های کتاب شوید.

 

آن چیزی که اهمیت دارد تعداد کتاب‌هایی که از آن سطحی گذشته‌اید و صرفاً آن‌ها را روخوانی کرده‌اید نیست، بلکه تعداد کتاب‌هایی است که واقعاً آن‌ها را خوانده‌اید، از آن‌ها درس گرفته‌اید و توسط آن‌ها به اطلاعاتتان افزوده‌اید؛ حتی اگر به اندازه‌ی تعداد انگشتان یک دست هم نباشند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.