شناخت انواع داستان

هر داستان لحن منحصر به فرد، شخصیت‌های خاص و سرعت متفاوتی را می‌طلبد. یک نویسنده پیش از شروع نگارش داستان خود باید انواع متفاوت داستان را بشناسد تا بتواند بر اساس آن بنویسد. در آن صورت است که می‌تواند متوجه شود خواننده چه انتظاری از داستان دارد، کدام قسمت از متن هماهنگی لازم را با …
ادامه ی نوشته شناخت انواع داستان

النگو

– مرد حواست هست! این سقف باز داره چکه می کنه‌ها! رحمان با بی‌حوصلگی نگاهش را از تلویزیون می‌گیرد و به جرز باریکی که ملیحه اشاره می‌کند نگاهی گذرا می‌اندازد. – یه تشت بذار زیرش. – گیرم تا صبح یه ریز بارون بیاد، تشت سرریز میشه که. – دم دمای اذان صبح پا شدی تشتو …
ادامه ی نوشته النگو

متن روان یا سخت

اوایل دوست داشتم کتابی که برای مطالعه انتخاب می‌کنم در حدی روان باشد که سرعت دلخواهم را برای مطالعه حفظ کنم. اگر به کلمات ناآشنا برمی‌خوردم بی تفاوت از کنارشان می‌گذشتم و سعی می‌کردم یکی از معانی احتمالی را برای درک مفهوم برگزینم و بعد به خواندن ادامه می‌دادم. اما از یک جایی به بعد …
ادامه ی نوشته متن روان یا سخت

جزئی نگاری نادر ابراهیمی در شهر صبور

شب گذشته داستان کوتاهی به نام “شهر صبور” از نادر ابراهیمی خواندم که در کتابی به نام “افسانه‌ی باران” به چاپ رسیده بود. موضوع داستان در رابطه با افکار و اعمال جمعیت حاضر در یک حمام عمومی بود. نکته جالب توجه این داستان جزئی نگاری دقیق نویسنده است. به‌طوری‌که فضای داستان به راحتی برای خواننده …
ادامه ی نوشته جزئی نگاری نادر ابراهیمی در شهر صبور

چرا باید دیالوگ بنویسیم؟

فرض کنید کتابی قطور را ورق می‌زنید که سطر به سطر آن مملو از کلمات است. چقدر برای خواندن آن ترغیب می‌شوید؟ به‌شخصه دست‌هایم سست می‌شوند و اگر خواندن آن کتاب ضرورتی نداشته باشد آن را کنار می‌گذارم تا کتابی دیگر بردارم؛ کتابی که دست کم در چند صفحه‌اش فضای خالی به چشم بخورد یا …
ادامه ی نوشته چرا باید دیالوگ بنویسیم؟

آخرین آموخته‌های من درباره نویسندگی

اگر کتابی هست که می خواهی بخوانی ولی هنوز نوشته نشده، آن را بنویس.  شل سیلورستاین به تدریج در این صفحه آموخته های جدیدم در رابطه با نویسندگی به روز رسانی خواهد شد. پس به آن سر بزنید. سوژه هایی که بهانه ای برای ننوشتن برایتان باقی نمی گذارد: راجع به چی بنویسم؟

کجا بنویسم؟

لزومی ندارد تا هر بار پشت میز کارمان یا گوشه‌ای از اتاقمان را انتخاب کنیم تا بنویسیم. گاهی لازم است با تغییر محیط رنگ نوشته‌هایمان را نیز تغییر دهیم. می‌توانیم به یک کافهٔ دنج و آرام برویم، گوشه‌ای از پارک بنشینیم، به کتاب خانه شهرمان برویم، میان جمع باشیم و بنویسیم، وقتی که در اتاق …
ادامه ی نوشته کجا بنویسم؟

کتاب خواندن از روی علاقه

بارها برایم پیش آمده که با معرفی و تشویق اطرافیان ترغیب شدم تا کتابی را بخوانم اما بعد که چند صفحه‌ای خواندم متوجه شدم که موضوع جذابیت لازم را برایم ندارد، اطلاعات کتاب تکراری یا ناکافی است یا در نظر من آن‌قدر شایسته تعریف و تمجید نیست و توی ذوقم خورد. گاهی سعی می‌کردم هرطور …
ادامه ی نوشته کتاب خواندن از روی علاقه

با سر و صدای اطرافم چطور بنویسم؟

بودن در یک مکان آرام با چشم اندازی زیبا و نشستن پشت یک میز کار اختصاصی که تمامی امکانات لازم برای یک نویسنده را دارا باشد، آرزوی هر شخصی است. برخی افراد از چنین موهبت‌هایی بهره‌مندند اما اغلب ما در فضایی مشترک که صدای تلویزیون، بازی بچه‌ها یا حتی جر و بحث همسایه کناری‌مان به …
ادامه ی نوشته با سر و صدای اطرافم چطور بنویسم؟

ساده نویسی یعنی چه؟

اینکه بدانیم برای چه کسی و با چه سطحی از اطلاعات می‌نویسیم بسیار حائز اهمیت است. به بیان دیگر باید جامعه هدف خود را به درستی شناسایی کنیم و بر اساس آن دست به قلم شویم. به یاد دارم متنی آموزشی می‌خواندم که به دلیل کثرت لغات ناشناخته و منسوخ، مدام برنامه دیکشنری تلفن همراهم …
ادامه ی نوشته ساده نویسی یعنی چه؟